پرحرفی

از  پرحرفی بیزارم، از اینکه مدام فکمان می جنبد و در این ماراتن انگار موظف هستیم که گوی سبقت را از همدیگر برباییم. آنچنان در این مهم اهتمام می ورزیم که حتی وقتی دیگر سرودی برای سرودن و شعاری برای سر دادن در چنته نداریم، تسلیم نشده و به بیراهه میزنیم و تا حماسه ای خلق نسازیم از صحنه رقابت کنار نمی کشیم.

آنچنان خود را در علوم، عالم و در فنون سخنرانی، ماهر می دانیم که بی شک کاری گزافه خواهیم کرد اگر به دیگران مجال صحبت کردن بدهیم.
اصلا مگر عالم تر از ما هم در این کره خاکی وجود دارد؟
خدا رو شکر خاموش شدن هم در کار نیست، پس غیرتمان چه می شود؟ این همه استعداد و توانایی بدون عرضه باقی بماند و جامعه از آن بهره مند نشود؟
آنقدر می گوییم و می گوییم که گاه خود خالق باید دست به کار شود و ما را سایلنت کند!
اما کاش یاد می گرفتیم که مجبور نیستیم انقدر حرف بزنیم
کاش بدانیم که بیشتر مشکلاتمان مربوط به حرف های نامربوطی است که می زنیم
کاش می دانستیم با نصف انرژی که برای این جفنگیات مصرف می کنیم، می توانیم کارهای بزرگی انجام بدهیم
کاش یک مقدار سکوت کنیم و شاید بشنویم صدای کائنات را، صدای گنجشکی که سرمستانه در سرمای زمستان،همچنان پر امید، می خواند. صدای باران، صدای باد، صدای عشق و صدای خدای را که مدتهاست از یادمان رفته، صدای خدایی که لابلای همهمه های این شلوغی ها گم شده است…
سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳

 

به بهانه دومین نمایشگاه خودروهای کلاسیک قزوین

برآن شدم تا یک بازدید از نمایشگاه خودروهای کلاسیک قزوین داشته باشم نخست بگذارید بگویم که من عامی به تناقضی در عنوان و محتوای این نمایشگاه رسیدم، خدمت مخاطبین فهیم خود عرض کنم که اگر به فرهنگ معین مراجعه کنید چنین تعریفی از لغت “کلاسیک” ارائه داده است:

۱ – آن چه که معمول و رایج است و جدید نیست .
۲ – هر نوشته و اثر هنری که مطابق اصول و قواعد معمول قدیم باشد.

و اگر نتیجه رضایت بخش نبود، باید به ریشه کلمه یعنی “کلاسیسیسم” مراجعه کرد که اگر خلاصه خدمتتان عرض کنم به معنای “درجه اول” است. حال به موضوع خودمان برگردیم، چیزی که شاهد آن بودم نه یک نمایشگاه از خودروهای کلاسیک و نه یک نمایشگاه خودروهای  مدرن و یا حتی درجه اول بود بلکه  به معنای واقعی کلمه، یک آش شلم شوربا بود!

ادامه نوشتار

بیانیه اهالی فرهنگ و هنردر حمایت ازعکاسان قزوینی

 

photography
در راستای حمایت از خلیل امامی و عباس علیپور دو عکاس قزوینی محکوم به شلاق – حکمی که در پی شکایت محمدعلی حضرتی‌ها، مدیر کل سازمان میراث فرهنگی و مشاور فرهنگی استانداراستان قزوین صادر شده،- ۳۰۰ تن از اهالی فرهنگ و هنر کشور در حمایت از این عکاسان بیانیه‌ای را صادر کردند که در ادامه آمده است.

ادامه نوشتار

کمبودآب

 

water1بحرانی ترین وضعیت آبی در ۴۶ سال گذشته را داریم. «افت ۵۰ درصدی ذخیره پشت سدها و کسری ۵۰ میلیون مترمکعبی آب» ؛بیشتر سدهای کشور تنها ۳۰ درصد ذخیره آب دارند و سال ۹۱ نسبت به سال ۹۰ در کشور ۹ متر مکعب افت تولید آب داشتیم.

ادامه نوشتار

سربازان ایرانی را آزاد کنید!

 

نزدیک به یک هفته است که گروهک تروریستی جیش العدل ، ۵ نفر از سربازان مرزی ایران را به گروگان گرفته است
یکشنبه گذشته ناگهان یک توفان توییتری در حمایت از این ۵ سرباز ایرانی و اعلام انزجار از گروهک موسوم به جیش العدل تشکیل شد
کاربران توییتر بخصوص کاربران ایرانی و فارسی زبان اعتراض خود را نسبت به گروگان گیری آنها از طریق هشتگ #FREEIRANIANSOLDIERS
ابراز کردند تا صدای آنها را جهان بشنود
آلن ایر سخنگوی فارسی زبان وزارت امور خارجه هم به کمپین سربازان ایرانی را آزاد کنید پیوست
امروز پنجشنبه،۲۴ بهمن
دومین کمپین آزادی سربازان ایرانی
free

ادامه نوشتار

مناظره فیلتـــرینـگ و شبکه های اجــتماعی

 

SocialNetworksمناظره «فیلترینگ و شبکه‌های اجتماعی» در قالب برنامه رودرو در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال دوشنبه ۶ آبان ماه ۱۳۹۲ برگزار شد.
به گزارش رسانه‌های اجتماعی، جواد افتاده کارشناس و تحلیل‌گر رسانه‌های اجتماعی و روح الله مومن نسب، فعال و کارشناس فضای مجازی به صورت «رو در رو» درباره فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی در ایران به مناظره پرداختند.
فایل صوتی این مناظره را می‌توانید در اندازه‌های مختلف به شرح ذیل دانلود کنید:

ادامه نوشتار

به بهانه روز مولانا

 

293670_eebVIWNA1مولانا، نگینی است از ایران وهدیه خالق هستی برای همه بشریت
مولانا متعلق به قوم یا گروهی نیست، اشعارش محدود به زمان ومکان نیستند؛ زاده ی هر کجای این دنیا که باشی با هر دین وفرهنگی می توانی از این آب حیات بهره مند شوی
 لازم نیست تا عارف باشی تا کلا م او را دریابی،با هر میزان از عقل نیز او با تو سخن خواهد گفت همانطور که خود گفته : هرکسی از ظن خود شد یار من
هشتم مهرماه روز مولانا را گرامی می داریم و در اینجا بهتر است سخن را پایان دهیم چرا که اشعارش او را بهتر هویدا می کنند:
ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او ، شوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او
معشوق را جویان شود دکان او ویران شود ، بر رو و سر پویان شود چون آب اندر جوی او
 در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شود ، آن کو چنین رنجور شد نایافت شد داروی او
 جان ملک سجده کند آن را که حق را خاک شد ، ترک فلک چاکر شود آن را که شد هندوی او
 عشقش دل پردرد را بر کف نهد بو می‌کند ، چون خوش نباشد آن دلی کو گشت دستنبوی او
بس سینه‌ها را خست او بس خواب‌ها را بست او ، بسته‌ست دست جادوان آن غمزه جادوی او
 شاهان همه مسکین او خوبان قراضه چین او ، شیران زده دم بر زمین پیش سگان کوی او
 بنگر یکی بر آسمان بر قله روحانیان ، چندین چراغ و مشعله بر برج و بر باروی او
 شد قلعه دارش عقل کل آن شاه بی‌طبل و دهل ، بر قلعه آن کس بررود کو را نماند اوی او
 ای ماه رویش دیده‌ای خوبی از او دزدیده‌ای ، ای شب تو زلفش دیده‌ای نی نی و نی یک موی او
 این شب سیه پوش است از آن کز تعزیه دارد نشان ، چون بیوه‌ای جامه سیه در خاک رفته شوی او
 شب فعل و دستان می‌کند او عیش پنهان می‌کند ، نی چشم بندد چشم او کژ می‌نهد ابروی او
 ای شب من این نوحه گری از تو ندارم باوری ، چون پیش چوگان قدر هستی دوان چون گوی او
 آن کس که این چوگان خورد گوی سعادت او برد ، بی‌پا و بی‌سر می‌دود چون دل به گرد کوی او
 ای روی ما چون زعفران از عشق لاله ستان او ، ای دل فرورفته به سر چون شانه در گیسوی او
 مر عشق را خود پشت کو سر تا به سر روی است او ، این پشت و رو این سو بود جز رو نباشد سوی او
 او هست از صورت بری کارش همه صورتگری ، ای دل ز صورت نگذری زیرا نه‌ای یک توی او
 داند دل هر پاک دل آواز دل ز آواز گل ، غریدن شیر است این در صورت آهوی او
 بافیده دست احد پیدا بود پیدا بود ، از صنعت جولاهه‌ای وز دست وز ماکوی او
 ای جان‌ها ماکوی او وی قبله ما کوی او ، فراش این کو آسمان وین خاک کدبانوی او
 سوزان دلم از رشک او گشته دو چشمم مشک او ، کی ز آب چشم او تر شود ای بحر تا زانوی او
 این عشق شد مهمان من زخمی بزد بر جان من ، صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او
 من دست و پا انداختم وز جست و جو پرداختم ، ای مرده جست و جوی من در پیش جست و جوی او
 من چند گفتم های دل خاموش از این سودای دل ، سودش ندارد های من چون بشنود دل هوی او

 

آموزش سی پلاس پلاس

 

logocpp

سی پلاس‌پلاس یک زبان برنامه‌نویسی رایانه‌ای همه‌منظوره، شیءگرا، سطح بالا و چندرگه (که از برنامه‌نویسی رویه‌ای، تجرید داده‌ها و برنامه‌نویسی شیءگرا پشتیبانی می‌کند)، عمومی و با قابلیت‌های سطح بالا و سطح پایین می‌باشد
آموزش زبان سی وسی پلاس پلاس توسط دکتر کیارش بازرگان استاد دانشگاه صنعتی اصفهان که بی شک این آموزش یکی از بهترین آموزش های موجود در زمینه زبان برنامه نویسی سی پلاس پلاس می باشد و در صورتی که شما دوستان تا به حال از این آموزش استفاده نکرده اید توصیه می شود که حتما این آموزش رو ببینید
مثال های درس
  دانلود پارت ۱ : ۳۰۰ مگابایت
  دانلود پارت ۲ : ۳۰۰ مگابایت
  دانلود پارت ۳ : ۳۰۰ مگابایت
  دانلود پارت ۴ : ۳۰۰ مگابایت
  دانلود پارت ۵ : ۳۰۰ مگابایت
  دانلود پارت ۶ : ۳۰۰ مگابایت
  دانلود پارت ۷ : ۸۴ مگابایت
پسورد : www.sourcebaran.com

 

امان از اینترنت

 

internet
اینروزها از اینترنت که می گویم اشکم در می آید، دیگر حتی از چک کردن ایمیل هایم نیز صرف نظر کرده ام ، تنها تعریفی که از اینترنت در ذهنم نقش می بندد ، این است که هر سه ماه باید مبلغی را برای شارژ واریز کنم ، اما شارژ برای چه؟
خودم هم نمی دانم، شاید کمکی است به یک شرکت نیازمند تا گرفتاری هایش رفع کند، شاید هم صدقه محسوب می شود ولی دقیقا نمی دانم کدامیک است!
از کندی اش که بگذریم قعطی اش را کجای دلمان بگذاریم؟! آخه آدم از دست این کوسه کم خرد چه کند که در مناسبت های گوناگون فیبرهای نوری ما را گاز می گیرند (ولی از حق نگذریم زمانبندی دقیق کوسه ها در هنگام مناسبت ها واقعا جای شگفتی دارد) از کوسه هم بگذریم آخه کشتی ها مگر سیستم ناوبری ندارند، خب عزیز من یه کم سر سکان را بگیر آن طرف تا این کابل درمانده را قطع نکنی!
نکته دیگر که خالی از لطف هم نیست، این است که در شرایطی که بیشترین نا رضایتی از یک شرکت غیرخصوصی ارائه دهنده سرویس اینترنت است ،  این روزها با نصب تابلو نوشته ای کسب مقام برترین سرویس دهنده اینترنت کشور را به خود تبریک گفته است.
صرفا برای آن دسته از خارج نشین هایی که از محنت داخل نشینان بی غم هستند سرعت آنرا به حکایت زیباترین تعبیری که شنیدم توصیف میکنم: مَثَل اینترنت ایران مَثَل آن حلزون بخت بخت برگشته ای است که از بد حادثه قطع نخاع هم شده است!
یاد حرف یکی از دوستان افتادم که می گفت : ما که در نت می چرخیم ولی وای به حال کسانی که برای تحصیل یا کسب علم نیازمند این شوند ، بدا به حالشان که یقینا کارشان به دارالمجانین می کشد.

۲۶ تیر ۱۳۹۲